خوشی پیش از مرگ
اکتبر 10, 2009
این روزها، الکی خوبم. خوشم. نمیدانم چرا. می دانمکه نباید باشم. ولی هستم.
شاید خوشی پیش از طغیان باشد. شاید هم نه. انگار بیتفاوتیست به همه چیز. نمیدانم حال خودم را زیاد…
بیشتر از هر چیز، ذهنم خالی است. از همه چیز. مخصوصن از سوال. سوالهای بی جواب.
روزهای خوبیست؛ و میدانم که انفجاری در راه است…
Entry Filed under: Daily Life, Life, روزمره ها, چس ناله ها. برچسب: مرگ, بی تفاوتی, روزمره ها, زندگی, طغیان.

Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed