Posts filed under 'alone'
نامه ای که نوشته نشد، هیچ وقت…
Add comment اکتبر 15, 2009
Let’s finish this shit!
در سی و یکی دو سالگی، نه چیزی از گذشته به همراه دارم که دل خوشکنک باشد برایم و نه امیدی به آینده! برای چه زنده ام من؟
روزمره گی امانم را بریده است! بدفرم… همه چیز به طرز تهوع آوری تکراری ست. همه چیز عذاب آور و حال به هم زن!
گه به این زندگی…
Add comment آگوست 7, 2009









