jump to navigation

تو، رفتی… مارس 11, 2010

Posted by Farbod in Hurt, Life, چس ناله ها, روزمره ها.
Tags: , , , , , , , , , , , , , , ,
add a comment

تو، رفتی…

تو رفتی و من ماندم.

مثل همه‌ی آن آدم‌هایی که رفتند و من همیشه ماندم همین‌جا. گیریم دوسه قدم این ورتر یا آن ورتر.

برو! تو هم برو.

چه فرقی می‌کند؟ لندن باشد یا تورنتو؟ استرالیا باشد یا پاریس؟

گیریم که این‌بار اسمش «چین» باشد. دیگر چه فرقی می‌کند؟

نفهمیدی، یا خودت خواستی نفهمی.

تو هم برو، پیش از اینکه بشنوی دوستت دارم…

تو رفتی و من ماندم... ماندم، پشت سر...

یاد بگیر فوریه 27, 2010

Posted by Farbod in Life, چس ناله ها.
Tags: , , , , , ,
1 comment so far

یاد بگیر، با آدمها باش، تا وقتی که با تو هستند.

بخند، تا وقتی با تو می‌خندند.

زندگی کن، تا وقتی که با تو زندگی می‌کنند.

وقتی که نمی‌خواهند، وقتی که نیستند، فراموش کن و راهت را برو…

?Looking for what فوریه 4, 2010

Posted by Farbod in Pictures, ناله در قاب, چس ناله ها, روزمره ها.
Tags: , , , , , , ,
2 comments

دو سال و اندی پیش که این وبلاگ رو راه انداختم، فکر می‌کردم که کسی نیست تو این دنیا که بتونه منو خوشحال کنه.

الان، بعد از این همه وقت، هنوز هم همونجور فکر می‌کنم.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.