jump to navigation

هنوز می ترسم… سپتامبر 5, 2009

Posted by Farbod in Life.
Tags: , , , , , ,
trackback

وقتی از آخرین سفرم به قبرس برگشتم، یه پست نوشتم، ولی جرات نکردم منتشر کنم، نه از باب تند بودن، نه، به خاطر احساستم نسبت به یک آدم!

ماه ها گذشته و من خیلی زور زدم که احساساتم را سرپوش بگذارم رویش و منحرفش کنم که یک موقع نکند بد بشود روزگارش و اینها…

نمی دانم حالا وقتش هست که منتشر بشود یا نه، هنوز می ترسم…

دیدگاه‌ها»

No comments yet — be the first.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: