jump to navigation

چه کنم من آخر؟؟ ژانویه 14, 2010

Posted by Farbod in چس ناله ها, روزمره ها.
trackback

حالم بده این روزها و قاطی ام

گیر کرده ام بر سر یک دوراهی بد فرم، که چه بکنم آینده زندگی ام را و کارم را.

همینجوری خل خلی ادامه بدهم و به لذت های ذهنی ام فکر کنم و خوش باشم برای خودم و ارزش بدهم به خل بودنم؟ با همه  سختی هایی که دارد خودش و دردسرهایش.

یا اینکه پیشنهادشان را قبول کنم و بشوم کارمندی کت و شلوار پوش که هر روز ساعت هشت صبح کارت می زند و چهار عصر!

به شدت عصبی ام و نمی دانم که چه کار کنم. برای خیلی چیزها در زندگی ام جنگیده ام. آنقدری که دیگر خسته ام و فرسوده. نه امیدی به آسمان دارم و نه پشتوانه ای روی زمین که اعتماد کنم بهش. اما تصور کارمندی برای جماعتی که نهایت دیدشان جومونگ و ویکتوریاست، لرزه می اندازد به بدنم.

عین خر گیر کرده ام در گل!

اگر کارمند بشوم خیلی چیزها را باید بگذارم کنار، از وبلاگ بگیر تا نقاشی -های نیمه تمام- تا خیلی از دوستان و خیلی چیزهای دیگر را که خود به خود در زندگی یک کارمند متوسط الپایه جایی ندارند. عوضش چی گیرم می آید؟ یک حقوق نسبتن خوبِ ثابت، وام، ماموریت، بیمه و بعدازظهرهای با خانواده و مشتی از این چیزها.

همه چیزی که همه عمر مبارزه کرده ام باهاش و فرار کرده ام ازش دارد ذره ذره به سرم می آید! کجا را اشتباه کردم؟

دیدگاه‌ها»

1. Miel - ژانویه 14, 2010

تو که کلا همیشه حالت بده و قاطی هستی. چیز جدیدی نیست.
یکی بیاد یه حرف تازه تر بگه :))))

میخوای درباره این دوراهی با هم صحبت کنیم؟
چرا اگه کارمند بشی اون چیزا رو از دست میدی؟

اگه دوست داشتی میتونیم به جای حرف زدن درباره لوس ها در باره این موضوع حرف بزنیم.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: